رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

از هر طرف که عبور می کنم/همین تلخی ست


اين نامه برسد به دست دوستاني كه خارج از مرزهاي ايران نفس مي كشند.
سلام دوستان گرامي

مي دانيد و مي دانيم و مي دانند كه در ايران چه حركت هايي در حال انجام است.مهندس ميرحسين موسوي و شيخ مهدي كروبي در بازداشت هستند يعني حكومت خط قرمزش را شكست ولي آيا ما خط قرمزمان را شكستيم.جناب عبدالكريم سروش،جناب عطالله مهاجراني،خانم مهرانگيز كار،خانم شيرين عبادي،خانم فريبا داوودي مهاجر،آقاي اكبر گنجي،آقاي محسن كديور،آقاي محسن سازگارا،آقاي عليرضا نوري زاده،دوست همسنگرم احمد باطبي ،علي افشاري،پدر بزرگم عبدالعلي بازرگان ،ابوالحسن بني صدرو ديگر دوستان ،به من بگويد،بگويد آيا شما هم مي توانيد مثل ما فكر كنيد باتوم اشك آور بود،خيابان اشك آور بود،تجاوز اشك آور بود/حتي خنده هم اشك آور بود،مي توانيد فكر كنيد ،مي توانيد مثل ما جوانان ايراني اين دردها را زخم هاي كهنه كنيد.نمي خواهم خيلي به اين مسخره بازي ذهني برسم كه سوار هواپيما شويد و بياييد در ايران اعتراض كنيد.اما باور كنيد .باور كنيد كه بلند شويد و بياييد اينجا.بياييد كنار ما كتك بخوريد و شب از شوك باتوم ها برقي تا صبح گريه كنيد آن وقت 
مي فهمم كه شما هم نفس هايتان مثل ماها با ترس بالا و پايين مي شود.آن وقت مي فهمم كه شما هم مثل مير بزرگ و شيخ هستيد.از خط قرمز عبور كرديد.از خط قرمز خودتان.
فرزند كوچك شما ناما جعفري

رونوشت:
تمام بچه هاي شجاعي كه در زندان هستند
(نام انسان هاي بزرگي كه در اين چندسطر آمده است به خاطر آشنايي وفعاليت بي نهايتاشان در آزادي ست)
ارسال یک نظر