رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

شاید جرمت جوانی‌ات باشد – یادداشتی از رویا تیموریان


روزی من تو و مژگان و چند تا از دوستان رفتیم زندان!!! نه برای اینکه آدم‌های فرهنگی بودیم!!! چون می‌خواستیم کار فرهنگی بکنیم و به همه بگیم مراقب خودتان و جوان‌ها باشید
در زندان زنان با آنکه خیلی جوان‌تر بودی سه نقش متفاوت رو با موفقیت بازی کردی
اون روز‌ها حتی به کابوس‌های خودمان اجازه نمی‌دادیم تا ترسیمی از زندانی شدن حقیقی خودمان را داشته باشد چه رسد به تو که دختر کوچکمان بودی
نمی‌دانم جرمت چیست
شاید چشمان معصومت
شاید خنده‌های کودکانه‌ات
و شاید جوانی‌ات
خاله منتظرتم…

ارسال یک نظر