رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

آکادمی مداحی خوب چیزیه آقا



از بین این آکادمی ها از اینش بیشتر خوشم اومد!!!
احسان علیخانی: خب دوستان! امشب بسیار شب حساس و سرنوشت ساز و عزیزیه! ما با هم به حسینیه‌ی ارشاد اومدیم تا فینال رقابت‌ها رو اینجا برگزار کنیم. امشب از لحاظ چیدمان هم با شب‌های قبل متفاوته. همونطور که می‌بینین، تماشاگرا حلقه زدن و هیئت داوران هم بین‌شون رو زمین نشستن. شرکت‌کننده‌ها یکی یکی می‌آن وسط و با همدیگه مسابقه می‌دن. برنده‌ی نهایی هم در آخر با رای شما مشخص خواهد شد. من فقط یه اشاره‌ی کوچیک به اعضای هیئت بکنم… مثل همیشه آقایان حاجیان محمود کریمی و عبدالرضا هلالی در سمت چپ حضور دارند، ولی متاسفانه سعید حدادیان حکم جلب‌شون صادر شده و به خاطر اهانت به اسفندیار رحیم‌مشایی همراه با حاج منصور فراری هستند و نتونستن تشریف بیارن. در عوض آقای هلالی با خودشون یکی از چهره‌های شناخته‌شده‌ی سینمای ایران، محمدرضا گلزار رو آوردن. [تکبیر تماشاگران] همینطور داور مهمان دیگرمون هم جناب آقای دکتر حسین روازاده هستند که بهشون خوش‌آمد می‌گیم… من از آقای کریمی می‌خوام در مورد رقابت امشب یه توضیحاتی به بیننده‌ها بدن تا ما کارو شروع کنیم.
کریمی: السلام علیک یا بینندگان عزیز! خدمت شما عرض تسلیت به مناسبت این ایام خجسته رو دارم… خیلی سریع می‌ریم سراغ مسابقه، دوستان توجه داشته باشن این مسابقه از سه آیتم تشکیل شده که آیتم اول تست مهارت در خوندن و قدرت صداست، آیتم دوم تست سرعته و سوم امام‌شناسی. آخر مسابقه هم از همه بچه‌ها با باقالی‌پلوباکوفت پذیرایی می‌شه.
تماشاگران: الله اکبر! الله اکبر! مرگ بر انگلیس!…
احسان: خب، ما با چهار شرکت‌کننده به فینال آکادمی رسیدیم که به ترتیب از راست، آقایان: علی!… قلی!… ژیار… نوشابه!… ما اول با علی شروع می‌کنیم. علی، یاعلی!
هلالی: علی آقا! بهترین نوحه‌ای که بلدی رو اجرا کن!… علی! آبروی مارو جلو آقای گلزار حفظ کن!
گلزار: ها ها! قربونت برم! ها ها…
[همه از جایشان برمی‌خیزند و همراه با نوحه سینه می‌زنند.]
علی: کربلا کربلا! کربلا کربلا! کرب و بلا! کرب و بلا! کرب و بلالا! کربلا کربلا! کربلا کربلا! کرب و بلا! کرب و بلا! کرب و بلالا!… آقای راننده! آقای راننده! یالا بزن تو دنده! یالا بزن تو دنده! می‌خوام برم کرب و بلا! آقای راننده! وای! آقای راننده! های! یالا بزن تو دنده! اوی! یالا بزن تو دنده! آخ! می‌خوام برم کرب و بلا!… من می‌شم نوکر عبـــاس! نوکر همون که سقـــاست!… می‌گیم و می‌گرییم و قاطیم و داغــــون! واسه کربلا داریم می‌ریم بدیم جون!…
هلالی: مرسی! نفر بعد!
[قلی به وسط می‌آید]
قلی: تشنه‌ی! تشنه‌ی! تشنه‌ی! هی! تشنه‌ی! تشنه‌ی!…
کریمی: جونت درآد! بقیه‌شو بخون!
قلی: یادم رفته!
کریمی: آب فرات!
قلی: تشنه‌ی آب فراتم ای عجب!!!… تشنه‌ی! تشنه‌ی! تشنه‌ی! تشنه‌ی!…
هلالی: برو سر جات بابا!
قلی: …آب فراتم!
کریمی: نمی‌خواد! برو!… تو رو خدا از این نوحه‌ها نخونین! این تشنه‌ی آب فراتم دیگه مثل یه توپ دارم قلقلیه شده.
دکتر روازاده: البته من هم یه چیزی خدمتتون بگم! این که می‌گن آب نبوده، کی می‌گه نبوده؟! کلی حدیث و روایت داریم که اون موقع همین چیزی که شما بهش می‌گین سودا وجود داشته، تازه اونا خودشون رو باهاش می‌شستن! یعنی این چیزی که ما می‌خوریم رو اونا هزار و چارصد سال پیش باهاش طهارت می‌کردن. حتی می‌گن برق رو ادیسون کشف کرده، در صورتی که اون زمان شمشیر حضرت علی دوشاخه بوده!
کریمی: جالبه!… نفر بعد!
[[صدای تماشاگران توی پرانتز]]
ژیار: حسین غریب! (یا مظلوم!) حسین شهید! (یا مظلوم!) حسین دوید! (یا مظلوم!) حسین پرید! (یا مظلوم!) حسین یزید! (هاااان؟)
هلالی: بسه! بیا برو بابا! هرچی از دهنت در می‌آد داری می‌گی! انگار کلاغ‌پره! برو نفر بعد بیاد!
نوشابه: شام غریبان حسین امشب است، امشب است! (دیش!) شام غریبان حسین امشب است، امشب است! (دیش!) شام قریبان حسین امشب است، امشب است! (دیش!) شام قری…
[کریمی با لگد نوشابه را به درون جمعیت پرت می‌کند.]
دکتر روازاده: البته من فکر نمی‌کنم امشب باشه، چون پارسال هم شنیدم یکی این رو می‌گفت. حالا باید بررسی بشه.
هلالی: خب! رسیدیم به مرحله‌ی دوم! علی بیا ببینم چند کیلومتر در ساعت می‌ری!
علی: وااااای حسین عشق منــی! حسین عشق منــی! حسین عشق منـــی! حسین عشق منـــی! حسین عشق منـــی!…
هلالی: چرا انقد آروم؟! لاکپشتی مگه؟!
علی: خب با این ضرب بهتر از این نمی‌تونم بخونم!
هلالی: … قلی بیا تو بخون!
قلی: وااااای! حسین عشق منــه! حسین عشق منـــه! حسین عشق تو نیست! حسین عشق منـــه!
هلالی: برو بابا! شماها اصن استعداد ندارین! معلوم نیست به کجاها وصل بودین که همینجوری از اول اومدین فینال. شما تندتون اینه، پس آرومتون چیه؟
قلی: واااای! عِح عِح عِح عِح عِح! حسین! عِح عِح عِح عِح عِح! عشق منه! عِح عِح عِح عِح عِح! آخه تو چه می‌دونی حسین کیه؟! عِح عِح عِح عِح عِح! حسیـــن!…
- آهان! پس اینجوری وسطش گریه می‌کنی تا سرعت‌ش کم بشه!
کریمی: ژیارآقا شما بیا!
[همه در حال عکس گرفتن از بدن لخت محمدرضا گلزار هستند.]
ژیار: یا عباس! یا عباس! یا عباس! یا عباس! یا عباس! یا عباس! یا عباس! یا عباس! باس! باس! باس! باس! باس! باس! باس!…
کریمی: آفرین! بازم از بقیه بهتربودی! نوشابه بیا بدو بخون! گشنمونه!
نوشابه: سسسسسسسسسسسسسسس…
کریمی: متوجه نشدم من! این س چی بود؟
نوشابه: تند حسین بود دیگه! از بس تند بود حالیت نشد.
کریمی: آره؟!
دکتر روازاده: اونوقت می‌گن سرعت نور از سرعت صدا بیشتره!
هلالی: دیگه رسیدیم به آیتم سوم و کم‌کم داریم به شام نزدیک می‌شیم. در این قسمت که سخت‌ترین قسمتم هست، باید برای اون امامایی که ما انتخاب می‌کنیم، نوحه بخونید.
[بوی عرق در فضای حسینیه می‌پیچد.]
کریمی: بله، علی آقا شما که اسم مبارکت علیه لطف کن یه نوحه بخون که فقط توش امام علی باشه!
علی: علی مولا! علی مولا!… علی علی مولا! علی علی مولا!… علی مولا! علی مولا!… علی علی مولا! علی علی مولا!… [داوران روی میز ضرب می‌گیرند] حیدرمدد، حیدرمدد… عــلی مولا!… حیدرمدد، حیدرمدد… عــلی مولا!… حیدرمدد، حیدرمدد‌! یا مولا مدد حیدر! حیدر مدد، حیدر مدد! یا مولا!… یا حسین! ای وای! ببخشید!
هلالی: چی چی رو ببخشم؟! من که گفتم فقط امام علی!
علی: آخه عادت کردم به حسین!
گلزار: علی جون، این نوحه‌ت چقد منو یاد آهنگ الحاندروی لیدی گاگا انداخت!
علی: چی؟! فحش مادر می‌دی؟!
کریمی: قلی بیا نوبت توئه! یه چیزی بخون که امام باقر و امام صادق و امام کاظم توش باشن.
قلی: بدون باقر می‌تونم باشم، بدون صادق می‌تونم باشم، بدون کاظم، نمی‌تونم! نمی‌تونم! نمی‌تونم!
کریمی: بدک نبود! بیا وسط آقاژیار!… ژیار یه نوحه بخون که فقط توش زینب باشه.
ژیار: زینبم، زینب، خونه خرابم کرد! زینبم، زینب، خونه خرابم کرد!…
کریمی: این چیه؟! نوحه بخون، نوحه!
ژیار: زینب، زینبم! تاج سرم! هرگز نمـــی‌رم از حرم!…
کریمی: آقا تو نوحه نشنیدی تا حالا؟! آقامون دلبره! دلارو می‌بره!…
ژیار: آهان! فهمیدم! باشه!… آقامون زینبه! زیارو می‌نبه!…
هلالی: ولش کن اصن! نمی‌خواد!… از امام علی بخون!
ژیار: حیدرم حیدر! خونه خرابم کرد!…
هلالی: اینم که همونه که!…
ژیار: آها! آقامون حیدره! حیارو می‌دره!…
کریمی: نخون دیگه! نخون! برو سر جات!… نوشابه جان بیا! علی و فاطمه و حسین و ابالفضل و زینب! ببینم چی‌کار می‌کنی!
[جمعیت دست به سر می‌شوند]
نوشابه بعد از کمی تفکر: یل زینــب، حسین فاطمه، ابالفضل! یا علی! یل زینــب، حسین فاطمه، ابالفضل! یا علی!…
هلالی: خب این که خیلی ساده بود!
دکتر روازاده: نوشابه جان، که بسیار برای نقاط مختلف بدن ضرر داری!… شما اگه راست می‌گی یک نوحه‌ای بخون که تمام دوازده امام ما شیعیان در آن حضور داشته باشند.
[نفس‌ها در معده حبس می‌شود.]
نوشابه پس از سه دقیقه تفکر و عرق‌ریزی می‌خواند:
بعضی روزا فکر می‌کنم بار الاغم! جایی رفته سرم که روی خودم سوارم! از پهلو تحت فشارم! گردنم رد شده از توی دهانم! یاد زنـــجبیل می‌افتم!… که بگو ننت کیه؟ عمه‌ت کجاست؟ کیه پدرت و اسم دو همسرتو بگو! کمکم کن نمونه! کمکم کن نمونه! آروغم توی گلوم! تو جواب اولی، بگم علی! تو جواب دومی، بگم حسن! تو جواب سومی، بگم حسین! تو جواب چارمی بگم زین‌العابدین! تو جواب پنجمی، بگم باقر! تو جواب شیشمی، بگم صادق! تو جواب هفتمی، بگم کاظم! تو جواب هشتمی، بگم رضا! تو جواب نهمی، بگم تقی! تو جواب دهمی، بگم نقی! تو جواب یازدهم، بگم حســـن ئه عسگری! تو جواب دوازده، بگم زمان! دیگه هرچی که بگن بگم: همین!
جمعیت نوشابه را تشویق می‌کنند: مرگ بر انگلیس! مرگ بر انگلیس!
کریمی و هلالی: ماشالله! ماشالله! غذااااهاااا رو بکشیــــن!!!!!!
[جمعیت حمله‌ور می‌شوند و یه عده زیر دست و پا له می‌شوند.]
احسان علیخانی: اینم از فینال! اصن نفهمیدیم چطور گذشت! ثانیه‌ها مثل برق و باد حرکت می‌کنند.
دکتر روازاده: پس می‌خواستی ثانیه‌ها مثل دقیقه و ساعت حرکت کنن؟!
احسان ادامه می‌دهد: آقا آکادمی تموم شد! تموم!… من هم وقت ندارم، تیتراژمون داره می‌ره. فقط! یادتون نره علی و قلی و ژیار و نوشابه برای برنده شدن به رای شما احتیاج دارن! امتیازای خودتون رو با ایمیل، کامنت، لایک، پلاس، یا هر راهی که بلدین به ما انتقال بدین! برنده‌ی مسابقه اربعین مشخص می‌شه! خداحافظ تا یه سال دیگه!تیتراژ:
[هیئت داوران به دور صندلی می‌چرخند، وقتی صدای نوحه قطع می‌شود، سریع می‌نشینند.]
از سرنوشت گلزار خبری در دست نیست.
ارسال یک نظر