رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

آکاردهای این تن هایی خاکم می کند




قوزک پایم از این کوچه ها نمی گذرد وقتی آدمک های این شهرغریب می زنند.فريدون فروغي ،چهارمين وآخرين فرزند خانواده ي فروغي نهم بهمن متولد می شود.صاحب حنجره پر توان پاپ كه تا كنون به مانند او نیامدهاوتنها پسرخانواده بودو سه خواهر به نامهاي (پروانه،عفت وفروغ) داشت كه هم اكنون در قيد حيات مي باشند.فتح الله فروغي ، كارمنداداره ي دخانيات بود،كه در تنهايي خود به سرودن شعرونواختن تارمي پرداخت واز مالكان بزرگ روستاي نراق ـ مابين قم وكاشان ـ به شمار مي آمد.همكاری او با شهیار قنبری و اسفندیار منفرد زاده به كلوپ های ماركیز و كاكوله بر میگردد.همكاری او در سینما به زمان بازگشت خسرو هریتاش از آمریكا برمیگردد.هریتاش قصد ساخت فیلمی متفاوت دارد كه به دنبال عوامل دلخواه تورج شعبانخانی و فریدون را می یابد.سال ۱۳۴۹ فیلم آدمك هریتاش بادو قطعه آدمك و پروانه من با موسیقی شعبانخانی و اشعار لعبت والا اكران میشود.فریدون فروغی به شهرت می رسد هر چند به او خرده می گرفتند كه صدای فرهاد راتقلید می كند اما مجبور نبود زیر سایه خواننده محبوبش ری چارلز نابینا قراربگیرد.در عرض دو سال بعد چندین ترانه را اجرا میكند كه شاخص ترین آنها ترانه.نیاز است كه از شهیار قنبری است وبا موسیقی منفرد زاده فريدون فروغي ،موسيقي را بدون داشتن استاد ويا معلم فرا مي گيردوباتوجه به كارهاي راك ومخصوصا (ري چارلز) به تمرين ويادگيري مي پردازد.درسن 16 سالگي ،باهمراه ساختن گروهي نوازنده باخودموسيقي را به صورت جدي شروع مي كند ودر مكان هاي مختلف به اجراي ترانه ها وآهنگ هاي روز فرنگي وبه خصوص موسيقي (بلوزغربي) مي پردازدوتاسن 18 سالگي كارخودرا به همين صورت ادامه مي دهددر همين ايام عشق ودلدادگي اورا گرفتار مي كند،اما در ناباوري كامل ،پس ازمدتي متوجه غيبت عشق خود مي شودوقلب گرفتار او در تب وتاب عشق مي سوزد وفريدون جوان ،مدتي دست از موسيقي مي كشد. بین سالهای ۵۰تا ۵۸ ترانه های ماندگاری چون كوچه شهردلم-مردن شاپركها-هوای تازه-گرفتار-خاك-غم تنهایی-زندون دل-قوزك پا-مردغریب وسال قحطی منتشر می شود كه این آخری باعث به زندان افتادن او می شود بیست و هشتمین ترانه ای كه با صدای او اوج گرفت یار دبستانی بود كه منصور تهرانی برای تیتراژ فیلمش بنام از فریاد تا ترور شعر وآهنگ آن را نوشته بود ولی به جای فروغی كه ممنوع الصدا شده وباید صدا از تیتراژ حذف شود جمشید جم دوباره آنرا می خواند وروی صدای فروغی نه تنها در فیلم بلكه درتمام فروشگاهها وخانه ها مهرممنوع زده میشود اما در ادامه فعالیت فروغی در سینما او همكاری هایی با ذكریا هاشمی برای فیلم زن باكره واجرای ترانه نیاز با آهنگ منفرد زاده وشعر شهیار قنبری كه منجر به تغییراتی درنام اثر می شوند كه ابتدا نامش نماز بود و امضا تعهدی به ساواك .در سال ۱۳۵۱ فتنه چكمه پوش ساخته همایون بهادران دومین فیلم سینمایی بودكه فروغی بر تیتراژ آن ترانه ای به همین عنوان اجرا كرد.سال بعد تنگنا ساخته امیر نادری با ملودیهای شورانگیز منفرد زاده صدای فروغی را بر تیتراژ داشت.در همان سال ۵۲ به كافه كازبا در شیراز دعوت شده وبیش از یكسال به اجرای برنامه پرداخت و عشقی بی سرانجام را تجربه كرد.سال بعد به خواهش فرزان دلجو بازیگر جوان سینما برای فیلم یاران میخواند.در ۱۳۵۴ملودیهای ماهی خسته را كه پیشتر با شعری از خود آهنگساز ویلیام خنوخوانده این بار با شعری از شهیار قنبری وتنظیم واروژان اجرا میكند.این ترانه ابتدا قرار بود توسط داریوش اقبالی اجرا شود ولی به زندان افتادن او وقنبری ومنفرد زاده به فروغی سپرده شد.در این سالها او دو ازدواج بی سرانجام را تجربه می كند كه در اولین با گلی فتوره چی ازدواج كرد كه بیش از دو سال طول نكشید ونزدیك به چهار سال بعد هم با سوسن معادلیان دومین وآخرین ازدواجش را تجربه كرد كه بیشتر از سه سال دوام نیاورد.سال۵۷ بین ماندن ورفتن دلیلی بر رفتن نمی بیند ودرگرماگرم حوادث چندین كار تازه از او چون اشك حباب-روسپی وقریه منتشر می شودو حتی آلبومی به نام باآغازی نوكه یك اجرای زنده كوچك بود وترانه های بحث انگیزی چون طاهره- شیاد-حقه رزمندگان و طلوع خونین در آن اجرا شده بودبه بازار آمد كه ترانه های اكثر آنها سروده فرهنگ قاسمی دوست وهمكار همیشگی فروغی بود.فروغی به كنج خانه مادرش در همان ساختمان یك طبقه واقع در بزرگراه رسالت تا آخرپناه میبرد و دو بار به زندان می افتد تا اینكه سفرش به دبی در سال۶۵ او راتا پای پیوستن به هنرمندان دور از وطن پیش برد ولی راضی به رفتن نشد.در پاییز سال۷۸ در جزیره كیش در رستوران هتل آنا دوستدارانش سرانجام بعد ازسالها مجوز شنیدن صدای او را گرفتند.سالن این رستوران ۲۰۰ صندلی داشت وفریدون در دو نوبت هر بار ۴۵ شب آنجا برنامه داشت.كنسرت ده روزه اش در سالن حافظ دانشگاه كیش هم با استقبال روبرو شد هر چندآنجا هم با ۳۰۰صندلی در خور شان فروغی نبود.
در سال۷۹ موسیقی پایانی فیلم دختری بنام تندر به كارگردانی آشتیانی پور با صدای او وشعر می تراود مهتاب نیما یوشیج بر پرده بود.پیش از این هم كیومرث پوراحمد نمی تواند برای فیلم گل یخ با داستانی پیرامون خواننده ای محكوم به سكوت مجوز حضور او را به عنوان بازیگر بگیرد.در دوران خاموشی حتی آلبوم آماده او بنام توحید در وصف حضرت علی (ع)با بی مهری مسوولان مواجه شد.درچنین اوضاعی فریدون خسته و سرخورده این بار كاملا ناامید میشود.تا سرانجام در جمعه سیزدهم مهرماه ۱۳۸۰ قوزك پایش یارای رفتن كه نه تاب ماندن هم نداشت وپس از او مادرپیرش هم به او پیوست وبعد شوهر خواهرش پروانه كه هرسه را درروستای قرقرك اشتهارد كرج به خاك سپردند.یاد و نامش زنده باد..اگر فریدون زنده بود. هم اکنون شمع تولد شصت و یک سالگی اش را فوت میکرد.ولی افسوس که خورشید زندگی اش دیری نپایید در پاییزی غمگین و برگ ریزان غروب کرد.فریدون رفت ولی او همیشه حاضر است.با تک تک ترانه هایش,یادش گرامی ، زادروز این مرد بزرگ خجسته باد.
ارسال یک نظر