رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

این همه «در وطن خویش غریب»

چند نفر آدم باید بمیرند تا کشوری برود در سوگ؟ شما که دست به عزاداری‌تان خوب است. شما که یاد گرفته‌اید از ۳۶۵ روز سال با بهانه و بی‌بهانه ۳۶۴ روز دسته‌ی عزاداری راه‌ بیندازید و بکوبید بر سر ملت که شادی حرام است. شما که به هر صدای خنده‌ی بلندی چپ‌چپ نگاه می‌کنید و به مردم یاد داده‌اید حتا اگر چیزی برای زایل کردن عیش‌شان وجود ندارد خودشان به جان هم بیفتند. چند نفر آدم باید بمیرند تا کشوری اعلام عزای عمومی کند؟ تا لوگوهای سبز و نارنجی و آبی و قرمز روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها بشود سیاه مطلق و بگوید هی مردم، در همین گوشه و کنارها انسانی دارد می‌سپارد جان! بگوید دست کم اگر زنده‌ بودن‌تان به چشم ما نیامد، مرگ‌تان را دیدیم. مثل شما سوگواریم. می‌توانیم برنامه‌های مزخرف شادمانی‌مان را موکول کنیم به وقتی که شما هم کمی غم‌تان التیام یافته است. چند نفر باید می‌مردند تا شما به خودتان بیایید و به جای این‌قدر آهسته و آرام گذشتن از کنار خبر مرگ این‌همه آدم، یک بار هم شده پیش از مردم، در کنار مردم سوگواری می‌کردید. خسته شده‌اند این‌همه آدم؛ این همه «در وطن خویش غریب». خسته... شما کماکان به پایکوبی‌های‌تان برسید. مردم آذربایجان، نه مثل مردم فلسطین‌اند و نه سوریه و نه میانمار، این‌ها از کره‌ی دیگری آمده‌اند و قطعا نیازهای اولیه‌شان را از جای دیگری تامین می‌کنند. شما نگران نباشید. به جلسات و نشست‌های آتی‌تان فکر کنید. به نام سربلند ایران!