رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

نسرين ستوده هنوز همان نسرين ستوده است كه بود



مهم نيست چقدر لاغر تر شده است و دو بار اعتصاب غذاي سنگين در دو سال و 4 ماه گذشته چقدر لاغرتر و تكيده ترش كرده هنوز وقتي حرف مي زند صدايش همان صداي نسرين ستوده است با همان صلابت و قدرت و انرژي ،و من با صدايش دوباره دختري مي شوم در آغاز راه .انگار اين صدا مي بردم به شب هاي پشت در زندان، به روزهايي كه براي نجات نوجوانان زنداني از قصاص تلاش مي كرديم . صدايش هنوز همان صداي عجيبي است که در انتهای صمیمیت حزن می روید .همان صداييست كه از شنيدنش پر از توان و نيرو مي شديم و شايد حتي مي شد به صدايش هم تكيه كرد .
نسرين هنوز همان نسرين است مثل آن روزها كه هنوز خيلي جوان بودم و شماره اش را از دوستي گرفتم و به او زنگ زدم و خودم را معرفي كردم و بعد بدون اينكه آن روزها حتي درست بشناسدم گفتم چه كار كنم و خيلي راحت و صميمي گفت براي پرونده سينا كمك كن و بعدترها براي بهنود و ديگران و ديگران ... . امروز هم راحت و صميمي حرف مي زند و حال احوال مي كند با نسل ديگري كه من مي دانم اگر اين زن را بشناسند همان آتشي كه بر جان من و ما خورد اينان را هم خواهند سوزاند . آتشي كه دوستش داشتم و تمام اين سالها حسرت دور بودن از آن من را مي سوزانده است .



پي نوشت :عكس ها مربوط به 29 دي ماه 1391 و مرخصي نسرين ستوده است .


۱ نظر