رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

انقلاب فرزندش رو خورد الان هسته ش رو تف کرد



من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم. که سرنوشت درختان باغمان تبر است ،یادمه اون قدیما تازه آتاری اومده بود بعد منم عشق آتاری بازی بودم . بعد یک بچه بود تو فامیلمون که تا ما مینشستیم بازی کنیم اینم نیگفت منم بازی منم بازی. ما هم یک دسته آتاری خراب که به هیچ کجا هم وصل نبود میدادیم دستش و بعد با خیال راحت بازی میکردیم. جالب اینجا بود که اون بچه بیشتر از ما از بازی هیجان زده میشد. الان این انتخابات و این جریان ها منو یاد اون موقع ها انداخت .فکر می کنم،عمدا این خبر رو شب اعلام کردن که تهران شلوغ نشه.فردا هم انقدر نیرو میریزن توی خیابون که کسی نتونه جم بخوره.ولی عالی شد...منتظر باشید آغا بیاد بگه نه رفسنجانی باید برگرده و ملت هم همه خودشون جر بدن و بگن هورا زنده باد آزادی و هَل مِن ناصر یَنصُرنی و نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ ۗ وَ رفسنجانی قهرمان و از این مزخرفات و خلاصه مردم برن پای صندوق ها به بهانه این که یکی دارن رای میدن که آمده ایران نجات بده !

*من از نگاه کلاغ"مهدی موسوی"
ارسال یک نظر