فدای شرافتت میرحسین،چی فکر میکنی الان در مورد ما فراموشکارا

به این تصویر خوب نگاه کنید.امروز از خنده،گریه می کردم،از گریه،خنده.خنده در گریه شده بود.گریه در خنده.نمی دانستم باید چه حرفی بزنم.این مناظره نبود.نه نبود.می خواستندبگویند رئیس جمهور یعنی کشک.یعنی مردم و رای شان هیچ رسمیتی ندارد دیگر.توهین به شعور مردم و شخصیت نامزدهای انتخاباتی.هنوزوقتی به موسوی فکر می کنم با ان صداقت، شجاعت و مظلومیتش گر یه ام میگیره.سیاهی موند برای ما و روسیاهی برای کسانی که از سیاهی حمایت کردند.مناظره تمام شده بود...روسفید بودی میرحسین، سیاهی را پشت سر گذاشته بودی...همه ما شرمندشيم
 تصویر: پس از مناظره میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد،سیزدهم خرداد 88

نظرات

‏ناشناس گفت…
لعنت به اين روزگار كثيف. پيرمرد داشت زندگيش رو ميكرد. ما هم بي خبر از همه جا بوديم و فكر ميكرديم مملكت درسته. اومد روشنمون كرد و حالا بايد حسرت اون روزا رو بخوريم
کلمه گفت…
یادش بخیر وقتی میرحسین به احمدی نژاد اعتراض کرد که شان افراد رو در نظر نمیگیره و به خاطر یک کاغذ اون ها رو دنبال ماشین خودش می کشونه چطور رگ غیرتش از تحقیر مردم به جوش اومده بود و چنان از حیثیت و کرامت آدم ها دفاع کرد که مجری صدا و سیما جرات نکرد جلوشو بگیره… و امشب کاندیداهایی که نشستن و تحقیر شدن رو دیدند و خیلی هاشون لبخند زدند و هی شعار دادند و “مردم عزیز ما” “نظام ما” “رهبر ما” سردادند… آقایون فرد انقلابی که نگران کشور و انقلاب بود ایشون بود و ذره ای زیر بار تحقیر و تمسخر کسی نرفت. راستی می دونید الان کجاست؟ او جرات کرد به خاطر هر فساد و ستمی که به مردم میشه فریاد بزنه و نترسه، فکر میکنید هیچ کدومتون حتی جرات بکنید یک کلام از مسئولین در مقابل چشم مردم بپرسید که میرحسین و رهنورد و کروبی الان کجان؟ جرات می کنید بگید که خیلی از رفقای انقلاب و جنگتون الان کجان؟ جرات می کنید بپرسید که خانواده های شهدای جنبش و انقلاب و جنگمون الان تو چه وضعیتی هستند. نه اصلا اینها زیاده. جرات می کنید یک کلمه بپرسید فشارهایی که روی دخترای میرحسین و پسرای کروبی هست واسه چیه؟ به چه جرمی دارن همپای پدرانشون حصر میکشند؟
‏ناشناس گفت…
مناظره‌ی گروهی نامزدهای تایید صلاحیت شده توسط شورای نگهبان، نمایش فاجعه‌بار اقتدارگرایان را تکمیل کرد. صدا و سیمای ضرغامی در مشورت با کارشناسان امنیتی ـ که مرتضی حیدری آن‌ها را گروهی از استادان ارتباطات توصیف کرد ـ مضحکه‌ای آفرید که از کیفیت انتخابات در جمهوری اسلامی۹۲ رونمایی کرد. جمهوری اسلامی با جلوگیری از نامزدی خاتمی، و با ردصلاحیت هاشمی رفسنجانی پا به دوران جدیدی نهاده است. آن‌هایی که هنوز این وضع جدید را باور نکرده‌اند، شاید با مشاهده‌ی مناظره‌ی غریب جمعه، کمی بیش‌تر از قبل، دریابند که با انتخاب رییس جدید برای قوه مجریه قرار نیست اتفاق خاصی رخ دهد.
‏ناشناس گفت…
مناظره تلویزیونی مهندسی سخیف کردن نهاد ریاست جمهوری و مبتذل کردن رای مردم به قصد بی اعتبار کردن آنست ، تلویزیون توانست نامزد های ریاست جمهوری را به ابتذال بکشاند تا در نهایت در آینده نفر پیروز تبدیل به کاریکاتوری از رئیس جمهوری باشد ، فضای فیس بوک پر از طنز شده است و دوستان نخواسته پروژه ناتمام تلویزیون را کامل می کنند ، مارکس یکبار از قول هگل نوشت رویدادهای تاریخی یکبار به شکل تراژیک و بار دیگر به شکل کمدی رخ می دهند ، مناظره های چهار سال پیش اگر جدیترین رقابتها را به صحنه برد، مناظره امسال باید خاطره گذشته در ذهن بشوید ، وظیفه همه ماست نه از هشت نامزد موجود که تن به این بازی دادند بلکه با همه قدرت از نهاد جمهوریت که باید به نمایندگی از همه ما در صحنه قدرت عمل کند دفاع جدی و همه جانبه کنیم
چایی شیرین! گفت…
ما در عصر جدید با سیاستمداران پوپولیستی روبرو هستیم که حرف های قشنگ زیاد می زنند وعده های فراوان می دهند و احیانا چشم های خوشگل سبز هم دارند! ولی در عرصه عمل آن کار دیگر می کنند . خمینی ها و خاتمی ها و اوباما ها و خیل بسیار از عوام فریبان سخنور! نمی دانم ما ملت کی می خواهیم بجای ظاهر گرایی عمل گرا شویم؟ تا کی باید فریب این سیاستمداران از حقیقت بی خبر را بخوریم؟! هیچوقت نشستیم فکر کنیم آیا این وعده ها اصلا قابل اجرا هست؟ یا اینکه کاسه ای زیر نیم کاسه است. حرف حرف و حرف! بابا توی روز روشن از سرکوب و حکم تیر و زدن با افتخار چماق زدن اعتراف کرده و ما ملت و یا حتی بهتر بنالیم روشنفکران ما بدنبال رنگ سبز چشم هایش هستند! تا کمی می خواهیم احساسی عمل کنیم؟ شاید به همین خاطر است که حال و روزمان این است. بس است دیگر.میر حسین یک نمونه تیپیک از عمل گرایی بجای وعده گرایی بود.خدایش حفظ کناد.
یک مشت پول خورد
‏مهران گفت…
کاری به نظر یک مشت بی سر و پای خارج نشین هرزه گو ندارم... هرچه می خواهید فحش بدهید و برچسب و انگ بزنید...

ولی من دلم یک دنیا تنگ 4 سال پیش و خیابان های تهران هست. چقدر امید در دل خودم و رفیق و دوست و فامیل و خواهر و برادر و پدر و مادرم به وجود آمده بود. با چه ذوق و شوقی از یک ماه قبل از انتخابات بیرون می رفتیم و پوستر میرحسین رو از شیشه ماشین بیرون می بردیم و نوار سبز به آینه بغل های ماشین می زدیم ! دلم برای خوشگذرانی ها تنگ نشده... الان در غربت به اندازه کافی فرصت خوشگذرانی دارم... دلم برای آن امید و شادابی که همه ما را فرا گرفته بود تنگ شده.

لعنت بر آن هایی که به مردم و به میرحسین خیانت کردند. هم در داخل جمهوری اسلامی هم در بین "اپوزیسیون" (جون عمه‏شان!).

میر حسین موسوی خیلی مردی هموطن عزیز. ازت ممنونم که با آمدنت حداقل برای یک ماه طعم امید به آینده و شادی واقعی را چشیدم. ازت ممنونم که ایستادی و شرمنده ام که پشتت را خالی کردم و حتی مردش نبودم که داخل ایران بمانم.

**** مال های پهلوی و خامنه ای زحمت فحش دادن و تهمت زدن به من رو نکشند. پاسخی نمی گیرند.
‏ناشناس گفت…
تاریخ و شخصیتها در ایران مدام تکرار میشوند و ملت ایران هم خ..هستند که هستند و تغییری نمیکنند میرحسین راهی را رفت که مصدق رفت و امروز مانند مصدق خانه نشین شده تا مرگش فرا برسد و این ملت احمق پای تلویزیون مناظره گوش میکنند تا مثلا کاندیدای اصلح رو پیدا کنند