امشب مصریا بر طبل شادانه میکوبن






این قدرت مردم است که پاینده است و با آن ما میتوانیم به هر هدفی برسیم. اگر مردم متحد شوند و اگر باور داشته باشیم تمامی رویا هایمان میتوانند به واقعیت بپیوندند.فکر کنم مصری که به بیداری اسلامی رسید، از بی خوابی زیادش بود که دوباره پس افتاد!


نظرات

‏Pe Gahh Radd‎‏ گفت…
خوش به حال مصر که اصلاح طلب نداشتند تا بخواهند این حکومت را گام به گام و در درازای 150 سال اصلاح کنند. خواسته حق خودشون رو یکجا و یکباره گرفتند. مثل ما ایرانی نگفتند رای ندیم چی کار کنیم.?
‏Pegah Raeesi‎‏ گفت…
مصر هم مصر شد ...

حالا بیایین رای بدید به مشروعیت نظام. بعد برید تو خیابون با آهنگ منصور برقصید و شادی کنید برای انتخاب شدن یک نماد مذهبی. دو روز بعد تو نماز جمعه فاحشه و دشمن نظام خوانده بشید. یه تیکه استخون هم انداختن جلوتون تا راحت تر بیایین فیسبوک با فیلتر شکن. دیگه چی میخوایید از زندگی؟ دیگه اگه نق بزنید برای آزادی، پای چپ حسن نصرالله رو با جوراب و صندلش میکنم تو حلقومتون
‏Hojat Mohamadi گفت…
اميدارم يه روزى همين صحنه رو در ايران ببينيم
‏ناشناس گفت…
و اگر حمایت جمهوری اسلامی و روسیه، حزب الله از بشار اسد نبود ملت سوریه هم خیلی وقت پیش پیروز شده بودند...
iranwire گفت…
مصری ها، خیلی از مصری ها، امروز خوشحالترین مردم روی زمینند. و هیج ارتشی در حال حاضر محبوبتر از ارتش مصر نیست. دولت اسلامگرای محمد مرسی ظرف چند روز در اثر فشار عمومی با مداخله نظامیان برچیده شد. مجلس قانوگذاری که اخوان المسلمین در آن اکثریت داشتند نیز منحل و قانون اساسی اسلامگرای جدید به حالت تعلیق درآمد.

آیا در مصر کودتا شده؟‌ آیا اسلامگرایان از صحنه خارج شده اند؟ آیا جریان حوادث بسمت دموکراسی است؟

اگر کودتایی صورت گرفته باشد از نوع معمولی نیست. مردم در سرنگونی دولت بزرگترین نقش را داشته اند. ارتش مطابق خواست مردم عمل کرده است. علاوه بر این نظامیان دولت را در اختیار نگرفته اند بلکه اداره کشور را تا انتخابات آینده بر عهده دادگاه عالی گذاشته اند.

با این حال قدرت واقعی و پشت صحنه در دست ارتش است -- ارتشی که بخش مهمی از مخارجش را آمریکا تامین می کند. نگرانی بسیاری از مخالفان اسلامگرایان این است که دیکتاتوری نظامی بار دیگر بر کشور حکمفرما شود. این یک احتمال جدی است، بخصوص اگر گروههای اسلامی، که طرفداران آنها کم نیستند، برای بازپس گرفتن قدرت به خشونت روی آورند یا کشور در هرج و مرج فرو رود.

باید دید شورای آشتی ملی در گرد هم آوردن همهء نیروهای سیاسی -- حتی اسلامگرایان -- جهت بازسازی ساختار حکومت و استقرار دموکراسی تا چه حد موفق خواهد بود. آیا حقوق بشر سرانجام محترم شمرده خواهد شد؟‌ آیا آزادی های اساسی تضمین و مورد حمایت قرار خواهند گرفت؟ یا اینکه به بهانه های جدید مخالفان سرکوب و حبس خواهند شد و دیکتاتوری غیر مذهبی جای حکومت شریعت مدار را خواهد گرفت؟

حوادث چند روز گذشته بیش از آنکه پیروزی برای نیروهای دموکراتیک و غیر مذهبی باشد، شکست سهمگینی است برای اسلام سیاسی. درست است که حکومت اخوان با مداخله ارتش سرنگون شد، اما ضربه مهلک را جنبش عظیم مردم و شعارهای «ارحل» وارد آورد.

اشتباه اخوان المسلمین این بود که تصور کردند پیروزی های آنها در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری در دو سال گذشته به این معنی بود که اکثریت مردم خواهان حکومت اسلامی هستند. اما بخش مهمی از حمایت مردم در واقع بخاطر مبارزه طولانی آنها با دیکتاتوری های دهه های گذشته بود و نه تلاششان برای برقراری حکومت اسلامی.

در ایران نیز خمینی و اسلامگرایان در ابتدا از حمایت مردمی و پشتیبانی طیف وسیعی از گروههای سیاسی برخوردار بودند. انقلاب ۱۹۷۹ در اصل یک جنش ضد دیکتاتوری بود. اما نیروهای اسلامی با پاکسازی سریع دستگاههای دولتی و نظامی و سرکوب بی رحمانه مخالفان قدرت خود را تثبیت کردند و اجازه ندادند هیج تفکر متفاوتی عرض اندام کند و ولایت مطلقه فقیه را زیر سؤال ببرد.

شاید تجربه زشت جمهوری اسلامی درسی سال گذشته درسی بود برای مصری ها. که قبل از اینکه دیر شود جلوی اسلامگرایان شریعت مدار بایستند. ولی نباید فراموش کرد که هدف نابودی اسلامگرایان نیست که نه امکان پذیر است و نه در یک دموکراسی واقعی مطلوب یا مشروع.

حال آیا تجربه قاطع مصری ها در اعمال خواسته های خود علیه حکومت اسلامگرایان درسی برای ایرانی ها خواهد شد؟