رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

از شاعران دربار فقط کاسه لیسی ارباب برآید

اندازه وجود برای هر کس به اندازه ناوجودی ماست در مقابل.در این جمله ها فحاشی را با دانستن به فحاشی اورده ام تا همان عینیت را بازنمایی کند که این دست ادم ها اگر خواننده باشند بدانند،فحاشی سطحی ترین نوع حرکت ذهنی ست.مگر کار ما جنگیدن برای ادبیات نیست.مگر کار ما خلق اثار برای ادبیات نیست.مگر دوستی ما و رفاقت ما با ادبیات جلو نمی رود و عمیق تر نمی شود.این ادبیات است و ما باید از ان دفاع کنیم.اگر جدیش می گیریم،نمی شود از کنار همه چیزی ارام عبور کرد.نه نمی شود

علی موسوی گرمارودی شاعر دربار،در مراسم رونمایی از کتاب « سه کاهن » در راستای تجلیل از نویسندگان ولایی خشم خود را از صادق هدایت یکی از بزرگترین نویسنده ایرانی در قرن بیستم نشان داد.


یک: آنکه از کوزه همان در آورد که در اوست . از شاعران دربار فقط کاسه لیسی ارباب برآید .


دو: آنکه بینوا حق دارد چرند بگوید صادق هدایت پرده از گنداب کسانی بر می دارد که گرمارودی بنده ی آنهاست .

سه: آنکه بیچاره جان می کند هم آخرش باید نام کتابش را از سه قطره خون صادق کپی کند !! ندارد مایه مجبور است بندگی کند و به صاحبان ادب حسرت ورزد و دشنام گوید
 .


چهار:او در بارگاه خامنه ای چند بار با به به و چه چه حاضران و از جمله خود خامنه ای شعرهایی را خوانده است .

نتیجه اینکه :سر هر سطر از نوشته های صادق هدایت یک درخت می کاشتم،برای کون،علي موسوي گرمارودي