رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

هجده تیرم/گلوله ها از سینه ام سرخ می زنند بیرون




با اینکه نوجوان بودم،هجده تیر رو درک کردم ، هنوزم استرس دارم ، هنوزم میترسم ، هنوزم نگران دانشجوهای خوابگاه کوی دانشگاه هستم .فکر کن من جای یکی از دوستان عزت ابراهیم نژاد بودم در اون سالها.چطور فجیع کشته شد. و قاتلانش در هیچ دادگاه ی محاکمه نشدند.باید به همه ی آن ها که قاتلان انسان های پاک سرزمینم هستندگفت:برادر دیکتاتور،تو یه قصابی . با این که دستانت را شستی ولی هنوز بوی خون ِ هم کلاسی های من را می دهی







ما را به خاطر بیاور
مارا که تازه جوانانی بیست ودو ساله بودیم
شور عشق در سینه داشتیم و
پبش ازآن که عاشق شویم
سینه بر خاک سوده مردیم
ما را به خاطر بیاور
مارا که سینه سرخانی خنیاگر بودیم
و ده به ده
نه در آسمان و نه در کوهسار و نه بر شاخسار
که در بازار
پبش از آنکه آوازه خوان شویم
بر شاخه تکیده از تکیه گاه خویش
جان وا سپردیم
به خاطر دارم
پیام تان را, سرنوشت تان را
که همیشه در گذرگاه خاطرم در گذر است
آوازهای صامت سینه سرخان سینه بر سیخ
و تجسر آرزوهای بیست ودوساله گان سینه بر سنگ
و از تکرار یادشان
شاید بیش از آن که شاعر شوم
بیست و دو ساله می میرم


__________________
عزت الله ابراهیم نژاد فارغ التحصیل رشته حقوق از دانشگاه چمران اهواز و یکی از قربانیان حمله انصار حزب الله و نیروی انتظامی به خوابگاه دانشجویان در کوی دانشگاه تهران در سال ١٨ تیر ٧٨ است. او فعالیت‌های سیاسی دیگری نیز در دوران دانشجویی داشته و دفتر شعری هم از وی پس از قتلش به چاپ رسید. عوامل قتل وی هیچگاه محاکمه نشدند و خود او پس از مرگ توسط دادگاه انقلاب متهم به اقدام علیه امنیت ملی شد. وکالت خانواده وی راشیرین عبادی و حجه السلام دکتر رهامی بر عهده داشتند. در ابتدا برخی از مقامات دولتی از قرار گرفتن نام او در لیست شهدا خبر دادند اما بنیاد شهید حاضر به قبول شهادت وی نشد  

*شعر از زنده یاد "عزت ابراهیم نژاد"
ارسال یک نظر