رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

مردمی که کمبودهایِ خود را با اسطوره هایی که می سازند پر می کنند گاهی ندانسته اسطوره ی دروغین هم می سازند



عکسِ جدید : استاد بیضایی در جمعِ اساتیدِ دانشگاهِ استنفورد ..



مردمی که کمبودهایِ خود را با اسطوره هایی که می سازند پر می کنند گاهی ندانسته اسطوره ی دروغین هم می سازند . گیرم هم قهرمانی ملتی را نجات دهد ، آیا آن ملت به این ترتیب عوض می شود ؟ مردمی که نشسته اند تا زمانه برایشان قهرمانی بیافریند و خودشان کاری نمی کنند موردِ نقدِ من است . هیچ کس قهرمان به دنیا نمی آید . این کارکردِ شرایط و موقعیت هایی که در آنیم و انتخاب هایِ ماست که تعیین می کند ما که هستیم . ما باید قهرمان را بشناسیم ، نه اینکه او را ستایش کنیم . در نوشته هایِ من شناخت جایِ ستایش قرار می گیرد . شناخت وقتی همگانی شود ، سرآغازِ راهِ حلی می شود بر پایه ی آگاهی ، نه احساسات و تعصب . ما ناگزیر به شناختیم . دستِ کم شناختِ تحلیلی به ما کمک می کند در بسیاری از موارد فریب نخوریم . این شکلِ ساده ی حرفِ من است . نمونه هایِ تاریخی به من آموخته است که ما با شناخت زندگی نکرده ایم و بیشترِ کسانی که راجع به مردم صحبت کرده اند شناختی از ریشه و عمق ، از روانشناسی و باورهایِ مردم نداشته اند و به مردمی تصوری تکیه کرده اند که در عمل جز آن درآمده اند که انتظار می رفته .... 

« بهرام بیضایی در گفتگو با نوشابه امیری » ... 



(ناما جعفری: مردم ما عاشق افسانه ها و قهرمان های افسانه ای هستند عاشق قهرمان هایی مثل بتمن!!!، شاید این ریشه در قدمت تمدن داره.(البتهبا عرض پوزش از استاد) فکر می کنم نگاهی کنیم به گفتگوی گالیله با شاگرد خود آندره آ بعد از اینکه خود را تسلیم کلیسا کرده است:

آندره آ:(با صدای بلند)بدبخت کشوری کی قهرمان ندارد!گالیله با قیافه ای که در اثر محاکمه دگرگون شده وارد میشود.به زحمت میشود او را شناخت...گفته ی اندرهآ را شنیده است.چند لحظه در آستانه ی در میایستد و منتظر اشاره ی خوشامدی ست)
(
آندره ا به گالیله پر خاش میکند ونا سزا میگوید)خیک شراب!شکمچران پر خور!فقط تن خودت را نجات دادی نه!(اندره ا حالش بد است او را به طرف در اتاق میبرند ...در همین لحظه گالیله به سخن میاید)
گالیله:بدبخت ملتی که به قهرمان احتیج داشته باشد!!!!... 


سرزنش کردن ملی که" آسیابانش همه چیزش را از شاه دارد" یک ایده آلیسم محض و سوپر روشنفکرانه است.پس از 40سال هنوز کسی نمی داند سوراخ دعا کجاست وآسیابان در پی طمع)